نا هیدم اولین روزیه ک شروع میکنم و اینجا واست مینویسم.الان میدونم گلدون به دستس توی گلخونه و خسته ای حسابی.صبح زودم پاشدی کله پاچه خوردیم خوابت میاد.ناهید خیلی الان حالم بده به یاد روزی افتادم ک تنهام بزاری.خیلی روزای خوبی رو باهات داشتم.روزایی که تو بهم علاقه نداشتی روزایی که من ازت متنفر شدم روزایی که تو دیگه نمیخواستی ببینیم روزایی که خیلی تلخ بودن و با نبودنت اونا رو بیشتر حس میکردم.ناهید من وقتی پیشت بودم خوشحال بودم وجودت واسم خیلی خوب بود نمیدونم چی داشتی که منو این حالی کردی. ازدواج کردم...